تئاتر رویاها

فرهنگی- هنری - اجتماعی - سیاسی

تعطیل شد
نویسنده : آهوانه - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧
 

تعطیل شد

سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت با تمام سختی ها ، بدی ها ، نابرابری ها و محدودیت ها در آخرین روزهای خود تیر خلاصی رو بر پیکره ی بی جان این مرز و بوم و آب و خاک زد و بدترین سال این سرزمین رو رقم زد. در واپسین ساعات این سال به یاد آن حرف خردمندانه ی آن یار و سرور فرزانه و با چشمی پر اشک و فکری خسته و در انتظار فرصتی دوباره هر چند کوچک به اندازه ی گلوگاه پرنده ای ، به امید روزهایی که جای عمل و مرد عمل باشیم و تقدیر و تشکر از تمامی دوستان دور و نزدیک ، یاران و هم قطاران همیشگی ، پایان راه و کار این وبلاگ و تفکرات نویسندگان آنرا اعلام می کنم :

در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی


 
comment مهربانی ها ()

 
خون به خون شستن محال آمد محال
نویسنده : آهوانه - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧
 

24 اسفند 87

مقاله سعید حجاریان در سالگرد ترورش توسط مروجان خشونت و جهالت

خون به خون شستن محال آمد محال

شب میلاد پیامبر خاتم که رحمت للعالمین بود را بر شما حضار محترم و همه مسلمانان تهنیت عرض می‌کنم و از اینکه در چنین شب مبارکی که درهای رحمت و مهربانی خداوند بر کل عالم ماکان و مایکون گشوده است، سخن از خشونت و نابردباری برانم احساس مطلوبی ندارم.

سالهاست که راقم این سطور، به دلیل انتشار مقاله‌ای در روزنامه تحت مدیریت، مورد حمله و ملامت مروجان خشونت در ایران قرار دارد. عنوان آن مقاله که در چند شماره پی‌در‌پی در روزنامه منتشر شد این بیت از مولوی بود که : «خون به خون شستن محال آمد محال».

ادعای آن مقاله این بود که شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلا نتیجه قهری و تبعی خون‌هایی بود که در غزوات پیامبر اکرم (ص) در جنگ با مشرکان از آباء قاتلان حسین در صدر اسلام ریخته شده بود. از همان موقع هم این ادعا به انواع گوناگون مورد نقد قرار گرفت و بنده به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه صبح امروز، هدف انواع شماتتها و ملامتها قرار گرفتم و حتی کار به تکفیر و تفسیق هم کشید. شاید هم یکی از علل موجبه‌ی ترور من همین تکفیرها بود.

لذا قصد دارم در اینجا کمی حول ‌و‌حوش موضوع موشکافی کرده و آن را از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار دهم.
بلاشک اگر یزید در تمام عمرش یک گزاره صادق گفته باشد قولی است که از وی بعد از واقعه طف خطاب به شهدای کربلا نقل شده است با این مضمون که ما شما را به انتقام آباء و اجدادمان قتل عام کردیم و حرارت درونی خودمان را بدینوسیله تشفی دادیم. و حتی شعری هم منسوب به اوست که به هنگام حضور کاروان اسیران کربلا در قصر شام با چوب خیزران به لبان مبارک حسین بن علی (ع) می‌زد و می‌خواند :

لیت أشیاخی ببدرٍ شهدوا جزعَ الخَزْرجِ مِن وقعِ الأَسَلْ

قد قتلنا القرن من اشیاخهم و عدلناه ببدر فاعتدل

لأهلُّوا واستهلُّوا فرحاً ثُمَّ قالوا یا یزید لا تُشَلْ

لَعِبَتْ هاشمُ بالمُلکِ فلا خَبرٌ جَاءَ ولا وَحی نَزَلْ

لَسْتُ مِن خَندف إِنْ لَم أنتَقِم مِن بَنی أحمَد مَا کانَ فَعَلْ

در دعای ندبه مأثور از امام جعفر بن محمد (ع) آمده است که حضرت امیرالمومنین(ع) یقاتل علی‌التاویل و لا تاخذه فی‌الله، لومه لائم قد وتر فیه صنادید العرب و قتل رجالهم و ناوش ذوبانهم فاودع قلوبهم احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه و غیر هن
حال ممکن است این سوال مطرح شود که آیا پیامبر به این‌که که آثار وضعی نبرد مسلحانه با مشرکان ، پس از اینکه قریش، سالها مسلمانان را تحت فشار و اذیت و آزار قرار داده بود، نهایتاً به انتقام کشیده خواهد شد آگاه بودند یا نه؟ پاسخ این سوال هم مثبت است و پیامبر به اینکه جنگ در مقام پیشبرد اهدافش ممکن است خشونتهای متقابلی در پی داشته باشد آگاه بود و این را در بسیاری از احادیث منسوب به ایشان در رابطه با دوران کودکی امام حسین (ع) مشاهده می‌کنیم. اما نکته اینجاست که آن حضرت به عنوان کسی که در غزوات، خود را سپر بلای سپاه اسلام می‌کند و حتی در بعضی از جنگ‌ها خبر شهادت ایشان در اردوی مسلمین می‌پیچید، چگونه می‌تواند به توالی و آثار وضعی مبارزات و مجاهدات خویش بیندیشند. وقتی خود ایشان حاضر به شهادت و کشته شدن در راه اعتلای کلمه‌الله بودند، طبعاً‌پروایی از شهادت نوادگان خویش نیز نمی‌توانستند داشته باشند.
در حدیث است که دریکی از غزوات، مسلمین تعدادی از اسرا را به زنجیر کشیده بودند. دو تن که در قطار اسرا بودند به آهستگی به پیامبر اشاره کردند و گفتند، می‌بینی از اسارت ما چقدر بشاش است. پیامبر که این گفته آنها را شنیده بودند فرمودند: شادمانی من نه از اسارت شماست، بلکه به این خاطر است که می‌بینم شما را با زنجیر به بهشت می‌برند و از این وضعیت تناقض‌آلود خنده‌ام گرفته است.

 متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که در جامعه ما بسیاری از افراد عقده خودپیامبر بینی دارند و قسیم جنت و نار هستند و بر دیوار اعراف نشسته‌اند و دکمه چراغ قرمز و سبز را در دست گرفته‌اند و هر کسی را به مالک دوزخ یا دروازه‌بان بهشت معرفی می‌کنند. برا ی این کار خود هم خشونت را ابزار قرار داده‌ و ادعا دارند که خشن فی ذات‌الله هستند. خود را ملاک حق و باطل دانسته و میزان اعمال بندگان خدا هستند.

با این مقدمه نسبتاً طولانی باید بگویم که در سری مقالات خون به خون شستن محال آمد محال، اولاً ‌به جهت توصیفی و تبیینی ، چه در مورد پیامبر و چه در مورد غیرپیامبر، حکایت از امری واقع می‌شد. بحث اصلی هم بر سر این بود که آیا ما آدمیان متعارف حق داریم که مثلاً کسی را با شبهه ارتداد یا سب نبی یا انواع اتهام‌های دیگر بکشیم یا فرمان قتل آنها را صادر کنیم؟ همچنان‌که در قتل‌های زنجیره‌ای کرمان اتفاق افتاد یا در قتل‌های زنجیره‌ای اعضای کانون نویسندگان و فعالین سیاسی در تهران؟ در شرایطی که ما هنوز که هنوز است در عراق ، افغانستان و پاکستان همه روزه و با بهانه‌های واهی شاهد خونریزی‌های عنیف در میان شیعیان و اهل سنت هستیم. یکی دیگری را رافضی می‌خواند و دیگری آن‌یکی را ناصبی! و البته هیچ‌کدام از این‌ قتل‌ها ربطی به صدر اسلام نیز ندارد، بلکه از مقطع تشکیل امپراطوری‌های عثمانی و صفوی به این سو با شدت و ضعف این قبیل امور ادامه داشته است و این ادعا را که خون به خون شستن محال آمد محال را اثبات می کند. و به قول فردوسی :

پدر کشتی و تخم کین کاشتی پدر کشته را کی بود آشتی

گمان هم می کنم این سیر تا زمانی‌که فرهنگ خشونت به فرهنگ مدارا تبدیل شود و قانون مبنای عمل همگان قرار بگیرد، ادامه خواهد داشت. چرا که شاهد آن هستیم که به دلیل نارسایی‌های قانون مجازات اسلامی در برخی موارد خصوصا ماده 226 ، عملاً راه فرار برای کسانی که گویی با چشم برزخی به افراد می‌نگرند و می‌توانند مانند خضر نبی جوانی را با این بصیرت که وی در بزرگسالی به جانی بالفطره‌ای تبدیل خواهد شد، به قتل برسانند باز است . البته در همان داستان خضر هم، حضرت موسی(ع) که همراه خضر بوده است تاب نمی‌آورد و با نظر به ظواهر حکم می‌کند و راهش را از خضر جدا می‌کند. داستان خضر نبی و واکنش حضرت موسی یک نکته را به ما می‌آموزد و آن این‌که اساساً ما انسان‌ها باید به ظواهر حکم کنیم، نه بواطن امور . حتی در مورد علم قاضی، برخی معتقدند اگر قاضی خود شاهد واقعه‌ای باشد می‌تواند بر مبنای علم خود حکم دهد، در غیراینصورت از روی اماره و قرینه، قطع حاصل نمی‌شود و باز می‌بینیم که برخی از قضات در کارنامه قضاوت خود به طور مکرر بر مبنای قرینه، قطع حاصل نموده و حکم به قصاص داده‌اند. حال آن‌که در بحث قضا قطع قطاع معتبر نیست.

این در شرایطی است که در بسیاری از قتل‌های سنوات دهه هفتاد مباشران و آمران خود را در جای اولیاءالله نشانده‌اند.

 در قضیه قتل‌های زنجیره‌ای دو خاطره به یاد دارم که شاید برا ی دوستان تازگی داشته باشد و بتواند تفاوت مشرب این دو نظرگاه را نسبت به مساله کرامت انسان روشن سازد.

الف. در زمان معرفی کابینه مهندس بازرگان به امام، مرحوم فروهر همراه آن هیات با امام روبرو شد و با ایشان مصافحه کرد، امام متوجه شد که ایشان انگشتر طلا در دست دارد. لذا خیلی با نرمی و آهستگی و بدون آنکه کسی متوجه شود انگشتر را از انگشت فروهر بیرون آورد و در کف دست وی نهاد و به این ترتیب نظر فقهی خود را عملاً ‌به وی تفهیم کرد. بعدها نیز امام خیلی به ایشان علاقمند شد و در قضیه کردستان او را به عنوان یکی از نمایندگان خویش در آن غائله منسوب کرد.


صادر کردند یا در این کار مباشرت داشتند با حکم به بواطن، کردند آنچه کردند و شخصیت مبارز و مسنی را با کارد سلاخی کردند.

ب. خاطره دوم مربوط می‌شود به جلسه هفتگی مرحوم آقا میرزا اسماعیل دولابی. شبی در چند اتاق نیمه‌تاریک، یکی از متهمین اصلی قتل‌های زنجیره‌ای برای اولین بار و در وسط مجلس، وارد شد و در گوشه‌ای خیلی دور از مرحوم دولابی نشست. به یکباره رخسار آن مرحوم گرفته و عبوس شد و اندکی سکوت کرد. سپس سر را بالا آورد و گفت: آقایان قتل نفس می‌کنند و در مجلس ما هم حاضر می‌شوند؛عجبا! و آن‌گاه دوباره سر را به پایین انداخت و به سکوت عمیقی فرو رفت. در همین حین آن متهم که احساس کرد وجود وی موجب تکدر خاطر آقای دولابی شده به آهستگی جلسه را ترک کرد و جلسه ادامه پیدا کرد. در این‌جا برخورد مرحوم آقامیرزا اسماعیل دولابی برای ما بسیار آموزنده است. ایشان که به واقع اهل معنا بودند در شرایطی که نسبت به وقوع گناه از سوی شخصی اطمینان داشتند، حداکثر فتوایی که نسبت به او صادر می‌کنند وادار کردن خاطی به ترک مجلس خود بود نه این‌که حکم به ارتداد و قصاص نفس او بدهد.

کاشکی هستی زبانی داشتی تا ز هستان پرده‌ها برداشتی

هرچه گویی ای دم هستی از آن پرده‌ای دیگر برو بستی بدان

آفت ادراک آن قالست و حال خون بخون شستن محالست و محال

.....................................................................................................................................................................................

پ.ن:

این روزها به خاطر کارهای شخصی و فعالیت های انتخاباتی حسابی درگیر و خسته ام خصوصا شایعات بی پایه و اساس کار ما رو به مراتب سنگین تر میکنه به هر حال این روزها وبلاگم حال خوبی نداره و من شرمنده ی دوستان...

 

 


 
comment مهربانی ها ()

 
روشنگری عین روشنفکری ست
نویسنده : آهوانه - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧
 

تحلیل تاج‌زاده از برخوردهای صورت گرفته اخیر با دانشجویان

نوروز- مهدی محمودیان: «فضای سنگین و بسته حال حاضر دانشگاهها از قبل و از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد و یکدست شدن حاکمیت قابل پیش بینی بود و هر چه به انتخابات نزدیک تر می شویم تلاش برای سرکوب و خفقان در دانشگاهها افزوده می شود» آقای تاج زاده در گفتگویی با نوروز ضمن بیان این مطلب گفت: «با توجه به اعلام حضور آقای خاتمی در انتخابات دانشجویان و فعالان مدنی، سیاسی باید خود را در کوتاه مدت برای فشارهای بیشتر و سخت تر آماده کنند.»

این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، انتصابی کردن روسای دانشگاهها بجای انتخاب توسط هیات علمی و سپردن مدیریت به مدیران امنیتی و نظامی، بازنشسته و خانه نشین کردن اساتید برجسته، تعطیلی تشکلهای مستقل و منتقد دانشجویی و خلاصه تلاش برای تبدیل دانشگاهها به پادگان را از اهداف اصولگرایان در دانشگاهها می داند و ادامه می دهد: «بخاطر عملکرد منفی دولت نهم در دانشگاهها، اقتدارگرایان می دانند که اگر دانشجویان در عرصه انتخابات فعال شوند به طور قطع، اقتدارگرایان شکست سنگینی متحمل خواهند شد. به همین سبب اصولگرایان تمام سعی خود را می کنند تا در کوتاه مدت با خشن و نظامی کردن فضای دانشگاهها هزینه فعالیتهای سیاسی را برای دانشجویان بالا برده تا آنها از از فعل شدن در عرصه انتخابات بر حذر بدارند.»

ایشان برخوردهایی را که در چند ماه اخیر از شیراز، زنجان و تهران و اصفهان و دیگر دانشگاههای کشور نسبت به دانشجویان صورت گرفته است را در همین جهت ارزیابی کرد و گفت: «در حالی که آقای احمدی نژاد از اینکه چرا در دانشگاههای آمریکا تا این میزان آزادی نیست تا هولوکاست مورد بحث و بررسی قرار بگیرد در دانشگاههای کشور انتقاد یا صحبت در مورد کوچکترین مسائل با سخت ترین و خشن ترین مجازاتها و برخوردها روبرو می شود» وی با اشاره به حوادث اصفهان که مسئولان دانشگاه در واکنش به آنچه اهانت به مقدسات خواندند و انجمن اسلامی آن دانشگاه را تا آستانه تعطیلی کشانده اند با یادآوری سخنان آقای احمدی نژاد در مورد دعوت از بوش برای سخنرانی در دانشگاههای ایران بیان داشت: «عملکرد دولت نهم، در 3.5 سال گذشته نشان داده است که هدف آنها بستن و تعطیلی تشکلهای مستقل و منتقد دانشجویی است و ارزشها و مقدسات صرفا بهانه و ابزاری برای نیل به این هدف است. گو اینکه اگر قرا بود برای اهانت به ارزشها واکنش نشان دهند در این چند سال اخیر بیشترین اهانت ها از طرف همین جریان نسبت به مقدسات، انقلاب و امام و مرجعیت و حوزه های علمیه صورت گرفته است. بنابر این باید گفت مسئله اصلی اقتدارگران ساکت کردن هرگونه صدای مخالف از دانشگاهها و جامعه است تا هیچ کانونی مستقلی نتواند بر اعمال آنها نظارت داشته باشد. اما مژده الهی آنست که، نتایج اعمالشان به خودشان باز خواهد گشت.»

روز دوشنبه دانشگاه امیر کبیر صحنه برخوردهای خشن با دانشجویانی بود که ضمن ارج نهادن به مقام شهدا، دفن آنها در محوطه دانشگاه را وسیله نفوذ بیشتر نهادهای شبه نظامی به دانشگاه ارزیابی کرده و با این پرسش که چرا شهدا هیچ وقت در مدارس مذهبی و حوزه های علمیه به خاک سپرده نمی شوند؟ نسبت به آن معترض بودند. معاون سیاسی وزارت کشور و رییس کمسیون دانشجویی شورای امنیت ملی دولت اصلاحات، ضمن محکوم کردن ضرب و شتم دانشجویان و بازداشتهای وسیع چند روز اخیر تاکید می کند که: «حتی اگر حزب حاکم اعتراض دانشجویان را نا موجه بداند سرکوب دانشجویان با هر ملاک دینی و اخلاقی غیر موجه تر است» وی گفت:«برخوردی که دولت و نهادهای حکومتی با این دانشجویان داشته اند عملی قرون وسطائی و سرکوب‌گر است.»

این عضو برجسته جبهه مشارکت با پیش بینی افزایش این فشارها و سنگین تر شدن فضای دانشگاهها در چند ماه آینده و تا آستانه انتخابات، به دانشجویان توصیه کرد ضمن حفظ آرامش با متانت و عقلانیت بهانه به دست کسانی که می خواهند با سنگین کردن فضای دانشگاهها، دانشجویان و نهاد های مستقل و منتقد دانشجویی را بیشتر سرکوب کنند، ندهند. ایشان در انتها بیان داشت: «بهترین روش برای پاسخ گویی به اقتدارگرایان، بسیج نیروها در انتخابات 22 خرداد 88 است.»

...........................................................................................................................

پ.ن :

نظر به اینکه وبلاگ فرهنگی،هنری، اجتماعی، سیاسی تئاتر رویاها این اواخر جدا از معدود شعرهایی که منتشر کرد بیشتر معطوف شد به مسائل انتخاباتی - سیاسی که البته با حساسیت و بحرانی بودن شرایط این روزها و همچنین اهمیت موضوع بعنوان تعیین آینده ی این مرز و بوم و این آب و خاک پرداختن به مسائلی حول این محور ضروری و در اولویت می باشد .

البته با احترام به نظر دوستان و یاران این وبلاگ و آهوانه قصد بر این بود تا لااقل این پست به مسائلی غیر از موضوعات سیاسی اختصاص داده شود ولی با دیدن آشفتگی فکری و ذهنی و دامن زدن بر آن و همچنین قشر وسیعی از جوانان وبلاگ نویس و همچنین دوستانی که خارج از محیط اینترنتی و در برخوردهای روزانه با آنان در تماس هستیم، و در راستای احساس وظیفه و مسئولیتی که بر دوش اینجانب به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ ایرانی سنگینی می کند از دوستان میخوام که این بار هم بنده ی حقیر رو تحمل کنند.

... به آمید آینده...  


 
comment مهربانی ها ()

 
نیم نگاهی به جامعه جهانی
نویسنده : آهوانه - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧
 

 

 

 

انقلاب ایران از دیدگاه فرد هالیدی

 

 

نقل از بی بی سی : عصر دوشنبه ۲۳ فوریه، ۵ اسفند، فرد هالیدی، از استادان برجسته بریتانیایی در زمینه مسائل ایران و خاورمیانه، با موضوع "جمهوری اسلامی ایران بعد از سی سال"در مدرسه اقتصاد و سیاست لندن سخنرانی کرد.

این سخنرانی که در سالن ۴۰۰ نفری شیخ زاید مدرسه اقتصاد و سیاست لندن برگزار می شد، تا حدود زیادی به بررسی انقلاب ایران و به ویژه مطالعه تطبیقی آن در مقایسه با دیگر انقلاب های مهم جهان (انقلابهای فرانسه، روسیه، چین و کوبا) اختصاص داشت.

به گفته فرد هالیدی، که خود از متخصصان مطالعه انقلاب هاست، پیش از انقلاب ایران دو نظریه غالب در مورد دلایل وقوع چهار انقلاب مهم وجود داشت که هر دو کمابیش در مورد این انقلابها صادق بودند.

بنا بر نظریه اول، انقلابها، علی رغم همه مسائل داخلی، نهایتا حاصل شرایط خارجی و جهانی هستند. از حمله خارجی به نظام حاکم و تضعیف آن به این نحو گرفته تا حمایت خارجی از نیروهای انقلابی.

نظریه دوم هم انقلاب ها را حاصل ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورها می داند و نقش اشخاص را در وقوع انقلاب ها ناچیز می شمارد و نهایتا افراد را در پیروزی این انقلاب ها تعیین کننده نمی داند.

اما به گفته فرد هالیدی انقلاب ایران مثال نقض مهم و موثری برای هر دوی این نظریه ها بود.

محمدرضا شاه پهلوی تا آغاز اعتراضات گسترده در اواخر سال ۵۶ تحت حمایت جهان خارج و از نزدیک ترین متحدان آمریکا بود. در مقابل، آیت الله خمینی حمایت علنی و یا غیرعلنی هیچ از کشورهای همسایه ایران و یا قدرت های جهانی را با خود نداشت.

از سوی دیگر طبق بیشتر مطالعاتی که درباره انقلاب ایران انجام شده، ویژگی های شخصی آیت الله خمینی، چه از نظر ایستادگی در برابر محمدرضا پهلوی و سازش نکردن با او و چه از نظر توانایی اش در بسیج کردن مردم، تاثیر تعیین کننده ای در پیروزی انقلاب ایران داشته است.

دو هفته در اتوبوس، از لندن تا تهران

اما فرد هالیدی پیش از آنکه به نظریه های جدیدی که با توجه به انقلاب ایران برای توضیح کلیه انقلاب ها ارائه شده بپردازد، از سابقه ارتباط خود با مسائل ایران گفت که جا به جا هم با گفتن جوک ها یا عبارت های فارسی همراه بود.

آقای هالیدی تعریف کرد که در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) و در حالی که ۱۹ سال داشت با گروهی از دانشجویان چپ گرای ایرانی مقیم اروپا (نیروی سوم) آشنا شد و تصمیم گرفت به ایران سفر کند و تعدادی از جزوه ها و کتاب های آنها را مخفیانه به ایران برساند. فرد هالیدی به گفته خودش در ایستگاه ویکتوریا در مرکز لندن سوار اتوبوس شد و دو هفته بعد به تهران رسید و جزوه ها را تحویل داد.

آشنایی فرد هالیدی با مسائل ایران و مطالعات بعدی او باعث شد اولین کتابش درباره ایران را در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۶-۵۷) با عنوان "ایران: دیکتاتوری و توسعه" بنویسد. البته خود آقای هالیدی تاکید کرد که آن زمان او هم مثل اکثریت قریب به اتفاق تحلیل گران پیش بینی نمی کرد که در ایران انقلابی صورت بگیرد، اما مشکلاتی را که حکومت پهلوی با آن مواجه بود، بسیار عمده می دید.

کمتر از یک سال بعد از چاپ کتاب آقای هالیدی، انقلاب ایران اتفاق افتاد و عطش دانستن درباره این کشور باعث شد کتاب آقای هالیدی در سال بعد دو بار تجدید چاپ شود، البته این بار با کمی دست کاری (با توجه به وقایع جدید) و تحت عنوان "مقدمه ای بر انقلاب ایران". این کتاب به چندین زیان دیگر هم ترجمه شد.

آقای هالیدی با توجه به تخصصش که مسائل خاورمیانه است، از سال ۱۹۶۵ به این سو سفرهای متعدد و بعضا طولانی مدتی به منطقه داشته و در سالهای اولیه انقلاب ایران هم بارها به این کشور سفر کرده است.

او که تا حدودی با زبان فارسی آشنایی دارد، در میانه صحبت خود مدام از عبارات و حتی جوک های فارسی استفاده می کرد که از روی صدای خنده ها می شد فهمید که چند ده ایرانی هم در سالن نشسته اند.

شش وجه مشترک با چهار انقلاب بزرگ تاریخ

فرد هالیدی بعد از این بخش صحبتش، که به نظر می رسید برای رفع خستگی در نظر گرفته، دوباره به نظریه پردازی درباره انقلاب ها برگشت و به نتایج یکی از تحقیقاتش که در سال ۱۹۹۹ و در بیستمین سالگرد انقلاب ایران منتشر شد، اشاره کرد.

او در این تحقیق، مطالعه ای تطبیقی انجام داده میان انقلاب های فرانسه، روسیه، چین، کوبا و ایران، و انقلاب ایران را از ۶ جهت مشابه چهار انقلاب دیگر دانسته است.

نخست این که در این انقلاب مانند همه انقلاب های مهم دیگر، همه نیروهای مخالف نظام حاکم با هم ائتلاف کردند. گروه هایی با گرایش های لیبرالیستی و مارکسیستی تا محافظه کار مذهبی تحت یک رهبری متحد شدند و نهایتا هم به پیروزی رسیدند.

دوم این که در این انقلاب ها، تنها بسیج مردم و عملکرد انقلابیون نبود که باعث انقلاب شد، بلکه ضعف در ساختار و به ویژه رهبری نظام حاکم هم نقش تعیین کننده ای در این زمینه داشت. به گفته فرد هالیدی بیماری شاه ایران و بی میلی او به استفاده گسترده از نیروی قهریه برای سرکوب انقلابیون، یکی از دلایل سقوط رژیم پهلوی بود.

فرد هالیدی به عنوان سومین مورد اشتراک، یکی از پیامدهای همه این انقلاب ها، و من جمله انقلاب ایران را به وجود آمدن یک طبقه حاکمه دانست که از نظر اقتصادی، تحصیلی و حتی خانوادگی با هم پیوند نزدیکی دارند. او تعداد افراد این طبقه را در ایران حدود ۵ هزار نفر تخمین زد.

چهارمین مورد، استفاده از ملی گرایی به عنوان عاملی برای وحدت ملی در همه این انقلاب هاست. آقای هالیدی گفت انقلاب ایران، مانند بیشتر انقلاب های مورد بحث، در ابتدا یک انقلاب ملی گرایانه نبود و خصلتی ایدئولوژیک داشت. به گفته او آیت الله خمینی در ماه های اولیه انقلاب ایران، گرایش های ملی گرایانه در نظام جدید ایران را رد کرد و ملی گرایی را مخالف اسلام خواند . حتی از استفاده از کلمه "میهن" پرهیز می کرد. اما به ویژه بعد از حمله صدام به ایران، کمتر از دو سال بعد از انقلاب، واژه های "میهن اسلامی" و "ملت" به طور گسترده ای وارد ادبیات آیت الله خمینی شدند و در ادبیات رهبر فعلی ایران هم وجود دارند.

نکته پنجمی که فرد هالیدی به آن اشاره کرد، شاید یک شباهت کامل نبود. او گفت بیشتر انقلاب ها بعد از پیروزی با اقلیت های قومی خود مشکل پیدا کرده و آنها را شدیدا سرکوب کرده اند. آقای هالیدی گفت با توجه به تنوع گسترده قومی در ایران و این مسئله که قوم غالب (فارس) تنها حدود نصف جمعیت را تشکیل می دهد، دولت های حاکم بر ایران (از دوره صفویه به این سو) در برخورد با اقلیت های قومی بسیار موفق بوده اند.

به گفته آقای هالیدی علی رغم درگیری های جدی که جمهوری اسلامی با اقلیت کرد و عرب داشته است، اما در کل و به ویژه در مورد اقلیت بزرگ آذری و به نسبت نظام های انقلابی دیگر کارنامه موفقی دارد. البته او تاکید کرد که نظام انقلابی ایران هم مثل همه نظام های انقلابی دیگر با خودمختاری بخش های اقلیت نشین شدیدا مخالفت کرده است.

و به عقیده آقای هالیدی، ششمین و آخرین شباهت ایران با انقلاب های پیشین تلاش دولت برآمده از انقلاب برای صدور انقلاب به خارج از مرزها و از سوی دیگر برانگیختن دشمنی در میان کشورهای همسایه و منطقه بوده است.

آقای هالیدی در این بخش از گفته هایش به حمله عراق به ایران و جنگ هشت ساله دو کشور اشاره کرد و گفت این جنگ بیشتر از خود انقلاب در شکل گرفتن ماهیت جمهوری اسلامی تاثیر داشته است. البته آقای هالیدی در تایید نکته ششم خود ذکر کرد که به عقیده او اظهارات غیرمسئولانه بعضی از انقلابیون ایرانی در مورد طاغوت بودن حکومت صدام و لزوم انقلاب در کشور شیعه همسایه و حتی خرابکاری هایی که در عراق صورت می گرفت و به گفته مقامات عراقی کار عاملان نظام ایران بود، در تحریک صدام حسین به حمله به ایران نقش زیادی داشته است.

مدرن ترین انقلاب تاریخ

فرد هالیدی در بخش پایانی سخنرانی خود انقلاب ایران را در مجموع مدرن ترین انقلاب تاریخ بشر خواند و برای این ادعای خود چند دلیل ارائه کرد. از جمله اینکه گفته های آیت الله خمینی دو وجهی بود: ظاهر سخنانش مذهبی بود، اما پیام او در واقع، هم تا حدودی ملی گرایانه و هم تا حدودی سوسیالیستی بود.

او همچنین ذکر کرد که انقلاب ایران، در کل انقلابی غیرخشونت آمیز بود. ایرانی ها بزرگترین اجتماعات تاریخ بشر را در تظاهرات انقلابی (و به ویژه استقبال از آیت الله خمینی) انجام دادند.

دلیل دیگری که آقای هالیدی ذکر کرد این بود که با اینکه در قناون اساسی ایران آمده که باید از مسلمانان جهان حمایت کرد و دولت ایران در واقع در کشورهای لبنان و فلسطین و بعضی موارد محدود دیگر این کار را کرده است، اما در موارد بسیار دیگری به دلایل عملگرایانه سیاسی و بر اساس منافعش راه دیگری رفته است. از جمله مثالهای فرد هالیدی، سکوت ایران در برابر سرکوب مسلمانان در کشمیر هند، سین جیان چین و چچن روسی،ه و همچنین حمایت از ارامنه ارمنستان در برابر شیعیان جمهوری آذربایجان در مناقشه قره باغ بود.

همچنین به عقیده آقای هالیدی علی رغم سرکوب گسترده و کشتن تعداد زیادی از مخالفان در سال های پس از انقلاب در ایران، در این کشور سطحی از آزادی بیان عقاید مختلف در حکومت و جامعه دیده می شود که در هیچ حکومت انقلابی دیگری در جهان وجود ندارد.

آقای هالیدی سخنرانی اش را با این جمله به پایان برد که سی سال بعد از انقلاب، دنیا هنوز حرف جمهوری اسلامی و این ملت بزرگ را نشنیده است.

پرسش و پاسخ

با توجه به طولانی بودن سخنرانی فرد هالیدی، بخش پرسش و پاسخ بعد از سخنرانی کمتر طول کشید. محورهای اصلی سوال های مطرح شده، سیاست خارجی ایران، احتمال مذاکره آمریکا با این کشور، احتمال حمله اسرائیل به ایران، برنامه هسته ای ایران، و انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این کشور بود.

آقای هالیدی گفت بر خلاف خیلی ها نسبت به بهتر شدن روابط ایران و آمریکا چندان خوشبین نیست و موانع بر سر راه ترمیم روابط را بزرگتر و ریشه دارتر از آن می داند که صرفا با روی کار آمدن باراک اوباما مرتفع شود.

او گفت مذاکره با ایرانی ها و امتیاز گرفتن از آنها دشوار است و آمریکایی ها پیش از هر چیز باید مواظب آن باشند که اوباما، جیمی کارتر دیگری نشود. جیمی کارتر که در زمان انقلاب ایران رئیس جمهور امریکا بود، عمدتا به دلیل ناتوانی اش در آزاد کردن گروگان های آمریکایی در ایران، در انتخابات دوردوم ریاست جمهوری اش شکست خورد.

آقای هالیدی در مورد برنامه هسته ای ایران هم گفت چون نه جاسوس است و نه کارشناس هسته ای واقعا نمی تواند بگوید که آینده پرونده هسته ای ایران چه می شود. اما تاکید کرد که ایران از پیش از انقلاب به دنبال تکنولوژی هسته ای، و به عقیده او حتی سلاح هسته ای بوده، و به نظر او با توجه به حضور دست کم دو قدرت اتمی در منطقه، پاکستان و اسرائیل، طبیعی است که ایرانی ها هم به دنبال سلاح هسته ای باشند.

آقای هالیدی همچنین گفت ایرانی ها می خواهند قدرت برتر منطقه ای باشند و تجربه جنگ سرد نشان داد که یکی از راه های دست بالا داشتن در روابط بین المللی، داشتن بمب اتمی است.

او همچنین گفت ایرانی ها فکر می کنند تجربه عراق و کره شمالی نشان می دهد که داشتن بمب اتمی، تضمینی برای حفظ حکومت نیز هست.

و در پایان فرد هالیدی در مورد تحریم ها هم گفت دیپلمات های ایرانی به اشتباه فکر می کنند می توانند در جبهه غرب شکاف ایجاد کنند و در حالی که تحت تحریم آمریکا هستند، روابط گسترده با اروپایی ها داشته باشند. به عقیده آقای هالیدی در دوره جهانی شدن این امر عملی نیست.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی نوروز


 
comment مهربانی ها ()